Date Range
Date Range
Date Range
یک با یک برابر نیست! معلم پای تخته نوشت یک با یک برابر است. آقا اجازه یک با یک برابر نیست. بیا پای تخته ثابت کن یک با یک برابر نیست. اگه ثابت نکنی پیش بچه ها به فلک میبندمت. آقا من هشت سالمه علی هم هشت سالشه. شب وقتی پدر علی میاد خونه با علی بازی میکنه اما پدر من شبها هر شب من و کتک میزنه. محسن مثل من 8 سالشه چرا از خونه محسن همیشه بوی برنج میاد اما ما همیشه شب ها گرسنه میخوابیم. تو ما را رها نخ.
نوشته های محمد جواد شکوری مقدم. آپارات مرزهای بی عفتی را درنوردید.
که توسط جناب آقای علی فانی. با نام چشم امید خوانده شده است را آماده دانلود کرده ایم. را با کیفیت به صورت تصویری دانلود و مشاهده نمایید . امیدواریم مورد رضایت شما عزیزان واقع شود . ما را از دعای خیرتان بی نصیب ننمایید.
همه ی هستی من آیه ی تاریكی است. كه تو را در خود تكراركنان. به سحرگاه شكفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد. من در این آیه تو را. به درخت و آب و آتش پیوند زدم. یك خیابان دراز است كه هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد. ریسمانی است كه مردی با آن خود را از شاخه می آویزد. زندگی شاید طفلی است كه از مدرسه برمی گردد. زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله ی رخوتناك دو هماغوشی. یا عبور گیج رهگذری باشد.
چه بیرحمانه با من زدی تو مهر باطل بر سرنوشتم.
www.aftabgardoon.net
Hossein Mehrzad
--
Shiraz, Fars, ---------
IR
خیلی وقته دیگه حتی حوصله خودم رو هم ندارم که برسه به بروز کردن وبلاگم شاید دیگه نیام . دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده. خیلی برم سخته ولی واقعا دنیام درگیر تنهایی مزمنی شده. نمیخوام ادای این ماتم گرفته ها رو در بیارم. نه این چیزا اصلا تو خون من نیس ولی خدایی این روز واقعا احساس تنهایی میکنم. گاهی با خودم این قدر درگیر میشم که متوجه نمیشم زمان. نمیدونم که مرگم شده دلم مخاد برم یه جایی که کسی از وجودم خبر نداشته باشه بعدش اینقدر جیغ بکشم که احساس کنم خالی شدم.
واحه ای در دلتنگی لحظه. واحه ای در دلتنگی لحظه. واحه ای در دلتنگی لحظه. روزی که خورشید بتابد و من به سوی آفتاب زندگی ام اوج بگیرم. اینجا سرزمین من است . واحه ای برای پر کردن تمام لحظه های تنهایی و دلتنگی. جایی که می توانم بروم بر روی بلندترین تپه اش بایستم و تمام فریادهایم را بدون ترس از کر شدن گوش ادمهای ناشنوا بیرون بریزم. جایی که می توانم تمام بغض هایم سالهای دور و نزدیک را بشکنم و باران چشمانم جان را غسل تعمید دهد. به سراغ من اگر می آیید.
چون نجواهایم را به ترانه های ماندگار تبدیل می کنم! به خدا حافظی تلخ تو سوگند . نشد! به خداحافظی تلخ تو سوگند . که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد. لب تو میوه ی ممنوع ولی لبهایم! هرچه از طعم لب لعل تو دل کند . با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر. هیچکس هیچکس اینجا به تو مانند نشد. خواستند از تو بگویند شبی شاعرها. عاقبت با قلم شرم نوشتند . تو کوچه ی نگاه من.
مشکلی در اجرای برنامه یا عملیات درخواستی پیش آمده است.
امیدوارم اتفاقی نیافته که مجبور بشم آفتابگردونم رو بسوزونم. طبقه حساس فيلمي كه در پنج دقيقه اول تمام مي شود. فیلم طبقه حساس فیلمی است طنز که با دستمایه قرار دادن موضوع تکراری تعصب خشک و غیرت بی جا سعی در نقد و تقبیح این خصلت افراد دارد. داستان از آنجا شروع می کند که دو ج.